عادت کردی..
بعد از مدتها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر
نکرده… دستات به دستای اون عادت کرده…
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ ساعت 21:42 توسط R.S
|