بعد از مدت‌ها دیدمش! 

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن… 

خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم… 

تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر

 نکرده… دستات به دستای اون عادت کرده… 

rch5rrtfog4xw8r04wy متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك