بم گفت دوستت دارم...

نمی شناختم این کلمه رو !!! دوســــ تــــ تـــــــ  د   ا   ر   مــــــ...

نمی دونستم چرا باید منو دوست داشته باشه..

من ؟ دوست داشتن؟؟

واسم عجیبِ این حس... چرا یکی یکی رو دوست داره...

انگار قبلا این حس رو تجربه کردم.... خیلی سنگین ... خیلی دور....

نمی دونستم با شنیدنش خوشحال شدم یا ناراحت...

یه جا واسم خیلی قشنگ بود

 ..... 

گفت من دوسِت دارم ، چه تو دوستم داشته باشی چه دوستم نداشته باشی...

داشت اینا رو می گفت و ..... بعد..... با انگشتش زد رو قلبمو گفت : 

حتی اگه اینجام نباشم"""""""""

حس اون لحظمو نمی تونم بگم!!!!

شاید  دوست داشتن رو یه جورایی لمس می کردم....

.............

با اینکه خیلی ازم دوره-----------------------


r