دستای غریب بوسیدن که نداره

آوارگی من خندیدن که نداره

دنیای یه عاشق دزدیدن که نداره


نمیبخشه دلم تمام جور و جفایی که کردی با این دل


نفرین به تو که شدی اسیر یه دنیای تاریک و باطل

بیچاره دلم که شده عاشق ادم دورو و سنگدل

میبینی یه روز جواب تموم کارایی رو که کردی

میخوام ببینم که داری میپوسی و ارزوته که برگردی

اون موقع دیگه نمیبینی از من و دلم جز سردی


سوزوندی من و با طعنه فقط خندوندی و رفتی


بیرحمی چقدر پرپر شدنم رو دیدی و رفتی

حتی یه دفعه حالی از دلم نپرسیدی و رفتی



نمیبخشه دلم تمام جور و جفایی که کردی با این دل


نفرین به تو که شدی اسیر یه دنیای تاریک و باطل

بیچاره دلم که شده عاشق ادم دورو و سنگدل

میبینی یه روز جواب تموم کارایی رو که کردی

میخوام ببینم که داری میپوسی و ارزوته که برگردی

اون موقع دیگه نمیبینی از من و دلم جز سردی

.
.
.