قلک...
امروز
مجبور شدم قلک دلم را بشکنم ،
از اشک و اه و غصه گرفته ،
تا قهقه و خنده و فریاد ،
اما من هیچکدامشان را نمیخواستم ....
گشتم ،
خیلی گشتم ،
آخرش هم پیدا کردم آن را که میخواستم ....
تو را ....
قایم شده بودی پشت خاطرات
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۷ ساعت 23:48 توسط R.S
|